یادداشتهای اسدالله علم: کارهای جاری را عرض کردم و مرخص شدم و اجازه گرفتم که فردا به کیش بروم، چون شاهنشاه سر حال بودند. در آخر موقع را مغتنم شمردم، صحبتهای دیشب سفیر آمریکا را عرض کردم. بعد عرض کردم: دستور دادم روزنامه ها عکسهای تعظیم هیوم را بگذارند که گذاشته اند و اینک تقدیم میکنم. ملاحظه میفرمایید، ولی باید عرض کنم آن بدبختها را که گرفته ایم کاملاً بی تقصیر هستند و اگر آنها را در حبس نگاهداریم واقعاً ظلم کرده ایم. فرمودند: آزادشان کنید. خیلی خوشحال شدم. مرخص شده فوری امر را اجراء کردم و به ساواک دستورات مقتضی دادم...