مشکل ایران فقدان قرارداد اجتماعی است
جامعه هرگز بر سر منبع قدرت، حدود اختیار و مسئولیت متقابل به توافق پایدار نرسیدهاست. دولت خود را صاحب کشور میداند و شهروند خود را رعیت میبیند. مردم نیز دولت را نماینده خود تلقی نمیکنند و رابطهای مبتنی بر بیاعتمادی شکل گرفتهاست.
در نبود قرارداد اجتماعی، قانون ابزار قدرت میشود نه ضامن حق. وفاداری به شخص جای وفاداری به نهاد را میگیرد. هر بحران به جای اصلاح ساختار، به تعویض چهره ختم میشود. این چرخه بارها تکرار شدهاست.
در نبود قرارداد اجتماعی، قانون ابزار قدرت میشود نه ضامن حق. وفاداری به شخص جای وفاداری به نهاد را میگیرد. هر بحران به جای اصلاح ساختار، به تعویض چهره ختم میشود. این چرخه بارها تکرار شدهاست.