مرگ آرام پیادهراهها در سکوت مدیریت شهری
سالهاست تهران با ترافیک، آلودگی و بینظمی شهری دستوپنجه نرم میکند، اما در سالهای اخیر پدیدهای آرام و بیصدا چهره شهر را دگرگون کرده است: انبوه موتورسیکلتهایی که همه مرزها را درنوردیدهاند. از پیادهرو تا خط ویژه، از میدان تا کوچههای بنبست، حضور موتورها چنان عادی شده که گویی بخشی طبیعی از زندگی شهریاست؛ اما در واقع نشانه بحرانی چندوجهی در زیست شهری ماست.
کافی است چند دقیقه در یکی از پیادهروهای مرکزی یا جنوبی قدم بزنید تا با صحنهای آشنا روبهرو شوید: رژه بیپایان موتورسیکلتهایی که از میان مردم عبور میکنند، زنگ خطرها و بوقها، لرزش سنگفرش و فریادهای اعتراضی که بیپاسخ میمانند. این فقط یک مسأله ترافیکی نیست؛ نشانهای از زوال تدریجی «حق به شهر» است.
در دهههای اخیر، تهران در برابر فشار ترافیک و کمبود حملونقل عمومی، به پناهگاه موتورسیکلتها تبدیل شده است. بیش از سه میلیون موتور در شهر تردد میکنند؛ بسیاری فرسوده، آلاینده و فاقد پلاک. شاید از نظر اقتصادی، موتور گزینهای ارزان و موقت باشد، اما از منظر اجتماعی و زیستمحیطی، پیامدهای زیادی دارد.