وقتی صدای اقتصاد شنیده نمیشود
اگر دولت واقعاً به کمک اعتقاد دارد، باید ابزار آن را فراهم کند؛ میزهای تصمیمسازی مشترک با اتحادیهها، انجمنها و کارشناسان مستقل، شفافیت در سیاستهای ارزی، پایبندی به تعهدات گذشته و اولویت دادن واقعی به غذا و دارو. در غیر این صورت، دعوت به کمک تنها یک جمله زیبا باقی میماند.
آنچه امروز در اقتصاد ایران جریان دارد، صرفاً یک نوسان یا بحران مقطعی نیست؛ بلکه حاصل انباشت تصمیمهایی است که مسیر کمک را بسته و ناامیدی را جایگزین مشارکت کرده است. آقای رئیسجمهور بارها از مردم، فعالان اقتصادی و متخصصان خواسته است به دولت کمک کنند؛ اما پرسش اصلی این است: ابزار این کمک کجاست؟ راه ورود کارشناسان، اتحادیهها و فعالان واقعی اقتصاد به تصمیمسازیها چگونه تعریف شده است؟
دولت از یکسو میگوید فحاشی نکنید و کمک کنید و از سوی دیگر، همه کانالهای کمک را مسدود میکند. اتاق بازرگانی میگوید حرف ما خریدار ندارد. اتاق اصناف میگوید وقت ملاقات داده نمیشود. اتحادیهها و انجمنهایی که بازوی تخصصی اقتصاد کشور هستند، در تعیین قیمت، صدور مجوز، سیاستگذاری واردات و مدیریت بازار نادیده گرفته میشوند. وقتی حتی حلقههای دورتر دولت هم اجازه ورود به فرآیند تصمیمسازی را ندارند، دعوت به کمک به یک شعار توخالی تبدیل میشود.