نقش رهبری در نظریه «دولت ورشکسته» جمهوری اسلامی ایران
نظریه «دولت ورشکسته» نخستین بار توسط «هلمند» و «رتنر» مطرح گردیده است. منظور آنها دولتهایی بودند که زیرساختهای آن فرو ریخته و قادر به تأمین امنیت نبودند و مهمتر از همه مردم آنها، دولت را ناکارآمد میدانستند(Helman, & Ratner, 1992). مفهوم دولتهای شکننده را میتوان به عنوان یک جمع کامل از آسیبشناسی دولتهای مسئلهدار در نظر گرفت که طی سالیان مختلف به صور گوناگون به عنوان ضعیف، سُست، بیمارگونه، نامشروع، فقیر، بیقاعده، بیریشه، یاغی، فروپاشیده، ناموفق و ناکارآمد توصیف شدهاست (Osaghae, 2007: 69