تنها می توانی سه صندوقچه را بگشائی !
از چندین حیاط تو در تو می گذرم پایانی ندارند . بردر چوبی حیاطی می ایستم .سر تا سر در پوشیده از دستنوشتها ی های گونا گون است . برخی به ناخن کنده شده اند برخی با مرکبی که زمان نا خوانایشان ساخته . تاریخ های گونا گون را نمی توانم تشخیص دهم .در به حیاطی وسیعی باز می شود با حجره های متعدد ونهایت به طالاری بزرگ که انتهای آن را نمی بینم .