یادداشتهای اسدالله علم: یکی از روزها سفیر انگلیس به من گفته بود کـه مـن [قویاً توصیه] strongly advise میدهم که با شرکتهای نفتی قطع نکنید. شاه از این حرف به شدت برآشفتند. فرمودند: مادر شما را فلان خواهم کرد که دیگر [قویاً توصیه] ندهید. با آن که شاه خیلی مؤدب و باوقار است، ولی به حدی عصبانی شدند که نتوانستند خودشان را نگه دارند. همچنین در مورد جزایر ابوموسی و تنب در خلیج... در کیش فرمودند: بالاخره با زور این جا را میگیریم، گـه بـه گـور عربها و انگلیسها! انسان واقعاً احساس غرور میکند..