ساعت چهار بعد از ظهر، آقای [حسین] مرعشی، رییس دفترم آمد و گفت حال حاجیه والده خوب نیست و اخوی محمد به منزل همشیره رفته، نتیجه را اطلاع میدهد. دقایقی بعد آمد و تسلیت گفت و اظهار داشت، اخوی محمد در اثر بغض، نتوانسته بیشتر توضیح بدهد. خودش رفت که از آنجا خبر بدهد. حدود ساعت پنج بعد از ظهر، تلفنی گفت که در اثر حملهای قلبی، سریعاً جان به جان آفرین تسلیم کردهاند. دکترها که رسیدهاند، تمام شده بود. صدای گریه حضار هم در تلفن شنیده میشد.